نویسنده: taranom baran - ۱۳۸۳/۳/۱۱
خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسيد سوار؟
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت
به تاريکی شنهابخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت:
نرسيده به درخت
کوچه باغی ايست که از خواب خدا سبز تر است
و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت ابی است..........
ترنم باران
